و بالاخره...

و بالاخره بعد از تقریبا 10 ماه دست به قلم بردم و...

خوشحال میشم بخونید و نظرتونو بگید :)

اینم لینک مطلب :           http://jeem.ir/pagetwo.php?type=3&print=3&id=23734
۳ لایک :)
به به زنده بودیم و چشم مون به پست شما روشن شد خخخخخخخخخ

خخخ اختیار دارید

فریده ام ۱۶ دی ۹۴ , ۱۰:۳۷
چه عجبببببب آقا...بالاخره اینجام اومدی....!! عاااااااااالی بووووود:))

بعلهههههههههه :دیییییی

میچکا بانو ۲۵ دی ۹۴ , ۱۰:۲۱
:)
موافقین هم رو دنبال کنیم؟! :)

گرگم هوا بازی کنیم ینی؟

خسته نِبِشِن واقعا.بنویس دداش.بیشتر بینویس
دخترِ انار :) ۰۲ مرداد ۹۵ , ۰۱:۵۳
همون کامنت یکی مونده به آخر :)

کدوم؟

دخترِ انار :) ۰۲ مرداد ۹۵ , ۱۳:۳۳
همون که زیر پستتونه

اها بعله :)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
چقد دلتنگم...
دلتنگ کمی سادگی...
همین...

(آدم همیشه از کسایی ضربه میخوره که براشون بهترین بوده. از کسایی که هرچی خوبی داشته در حقشون تموم کرده ولی اونا... کلا دنیا هیچ عدالتی نداره. منم تصمیم گرفتم که مثل دنیا بشم و...)